السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
544
تفسير الميزان ( فارسي )
معنايش « برحبها » مىشود . و اين دو آيه ، هر يك از آنها ناظر است به جهتى ، غير آن جهتى كه ديگرى ناظر بدان است - آيه اولى گذشت خدا از رسول خدا ( ص ) و مهاجرين و انصار را بيان نموده و آيه دومى ، گذشت از سه تن متخلف از جنگ را بيان داشته است ، با اين تفاوت كه در آيه اول ، گذشت از رسول خدا ( ص ) و بعضى ديگر ، گذشت از معصيت نبوده ، چون اهل معصيت نبودند ، و در آيه دوم ، گذشت ، گذشت از معصيت بوده است . و كوتاه سخن ، هر چند اين دو آيه از نظر غرض و مدلول مختلف هستند ، الا اينكه از سياق آنها برمىآيد كه مىخواهند يك غرض را رسانيده ، و هر دو بهم متصلند ، و كلام واحدى است كه گذشت خدا از رسول خدا ( ص ) و مهاجرين و انصار و سه تن متخلف را بيان مىكند ، به دليل اينكه در صدر آيه دومى كلمه « على » عطف شده بر « على » كه در آيه اولى بود ، و در نتيجه جمله * ( « وَعَلَى الثَّلاثَةِ » ) * را بر * ( « لَقَدْ تابَ اللَّه عَلَى النَّبِيِّ » ) * عطف مىكند ، هر چند در معنا از آن مستقل است ، و همين عطف ، ما را وادار مىكند كه بگوئيم هر دو با هم و به منظور غرض خاصى نازل شدهاند . و شايد غرض اصلى بيان گذشت خدا از آن سه تن متخلف بوده ، و گذشت از مهاجر و انصار و حتى گذشت از رسول خدا ( ص ) صرفا به منظور از دلخوشى همان سه نفر ذكر شده ، تا از آميزش و خلط با مردم خجالت نكشند و احساس نكنند كه فرقى ميان آنان و ساير مردم نيست ، و ايشان و همه مردم در يك جهت شركت دارند ، و آن جهت اين است كه خدا به رحمت خود از همه آنان در گذشته و در اين معنا ايشان كمتر از سايرين و سايرين ، بالاتر از ايشان نيستند . از همين جا معلوم مىشود كه نكته تكرار كلمه توبه ، در دو آيه چيست ، چرا كه خداى تعالى نخست توبه و گذشت از پيغمبر و مهاجرين و انصار را يادآور شده ، آن گاه مىفرمايد « پس ، از ايشان درگذشت » و از آن سه نفرى كه تخلف كرده بودند درگذشت ، آن گاه بار ديگر مىفرمايد : « پس ، از ايشان درگذشت تا ديگر اين كار را نكنند » و اين تكرار جهتى ندارد مگر همين كه گفتار در آيه بر سبيل اجمال و تفصيل بوده ، اول گذشت از همه را بطور اجمال ذكر كرده ، بعدا بطور تفصيل به حال هر كدام از دو فريق جداگانه اشاره فرموده ، و در اين اشاره ، گذشت خود را از خصوص آن سه نفر بيان داشته است . و اگر هر يك از اين دو آيه غرض جداگانه و مستقلى مىداشتند و يك غرض جامعى در مجموع آن دو وجود نداشت ، در اين تكرار هيچ نكته و فائده اى تصور نمىشد .